تبليغاتX
ایوان کلهرستان
فرهنگ ایل کلهر
شهرستان ایوان غرب با داشتن کوه مانشت که یکی از بلند ترین قله های رشته کوه زاگرس است به طور طبیعی رودخانه ها و چشمه های فراوانی داشته است،چون سرچشمه تمامی رود ها و چشمه های کوهساران است-به دلیل ارتفاع زیادش حتی در تابستان هم یخچال هیش ذوب نمی شوند.

اگر بخواهیم به نامهای گذشته این شهرستان رجوع کنیم و درباره نام های قدیمی این شهر تحقیق کنیم این ادعا را ثابت می کند که این شهرستان در گذشته دارای رودخانه ها،جوی ها و سفره های آب زیرزمینی فراوانی بوده است.اما امروز دیگر از آن روزگاران خوش فقط نامی به یادگار مانده است.

جویزر و باغ شاه نام های قدیمی این شهرستانند.

جویزر به خاطر داشتن یک رودپر به همین نام که از وسط شهرستان رد میشد و باغ شاه هم به خاطر باغات فراوانی که در این نمطقه وجود داشته است.

شهرستان ایوان غرب با داشتن رودخانه های گنگیر و کاژاو یکی از مناطق پر آب غرب کشور بوده است ولی امروز متاسفانه هر دوی این رودخانه خشک شده اند.

چشمه هایی که شاید صدها سال بود که در این منطقه جاری بوده اند اکنون برای مردم این دیار فقط یک خاطره شده اند.

حالا شاید از خود بپرسید که اینها به خاطر چیست.

شاید به خاطر گرم شدن زمین باشد،شاید به خاطر مصرف بی رویه آب و استفاده بیش از اندازه ساکنین این شهرستان باشد و ده ها شاید دیگر.همگی این دلایل کاملا صحیح است ولی دلیل اصلی که باعث شده تا این شهرستان با مشکل آب مواجه شود وزارت نیرو،شرکت گاز و پتروشیمی ایلام است.چرا که این شرکت ها و ادارات از سراب ایوان که سرچشمه تمام رودها و منبع اصلی تغذیه کننده سفره های زیر زمینی این شهرستان است آب را پمپاژ می کنند و از  آن برای خنک کردن دستگاه های خود در این شرکت ها استفاده می کنند.

شرایط تا به این حد بحرانیست که معاون شرکت آب و فاظلاب استان ایلام طی مصاحبه ایی که با روزنامه ایران-مخصوص استان ایلام-داشته اند ابراز نگرانی کرده اند و گفته اند که قدرت پمپاژ آب از سفره های زیرزمینی این شهر در گذشته در هر ثانیه ۹۵ لیتر بوده ولی اکنون این عدد به ۵۵ لیتر در ثانیه رسیده است.

حال واقعا وقت آن نرسیده است که به این بحران خاتمه دهیم.

وقت آن نرسیده است که یک فکری به حال مردم این منطقه نماییم.

بیدار شوید.

بحران در همین نزدیکی هاست و شاید تا پش درم آمده باشد.

به پاخیزید که هنگام خزان است.

یا حق.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم تیر 1388ساعت 0:51 قبل از ظهر  توسط محمد | 

چو شیرین در مداین مهد بگشاد      ز شیرین لب طبق ها بگشاد

پس از ماهی کز آسایش اثر یافت     زبیرون رفتن خسرو خبر یافت

که از بیم پدر شد سوی نخجیر        وز آنجا سوی ار من کرد تدبیر

بدرد آمد دلش زان بی دوایی           که کارش داشت الحق بینوایی

چنین تا مدتی در خانه می بود        ز بی صبری دلش دیوانه می بود

حقیقت شد ور اکان یک سواره        که می کرد اندرو چندان نظاره

جهان آرای خسرو بود کز راه            نظر می کرد چو خورشید در ماه

بسی از خویشتن بر خویشتن زد    فرو خورد آن تغابن را و تن زد

صبوری کرد روزی چند در کار            نمود آنگه که خواهم گشت بیمار

مرا قصری به خرم مرغزاری               بباید ساختن بر کوهساری

که کوهستانیم گلزار پرورد                شد از گرمی گل سرخم گل زرد

بدو گفتند بت رویان دمساز               که ای شمع بتان چو شمع مگذار

تو را سالار ما فرمود جایی               مهیا ساختن در خوش هوایی

اگر فرماندهی تا کار فرمای              به کوهستان تو را پیدا کند جای

بگفت آری بباید ساختن زود             چنان قصری که شاهنشاه فرمود

کنیزانی کزو در رشک ماندند             به خلوت مرد بنا را بخواندند

که جادویی است اینجا کار دیده         ز کوهستان بابل نو رسیده

زمین را گر بگوید کای زمین خیز         هوا بینی گرفته ریز بر ریز

فلک را نیز گر گوید بیارم                    بماند تا قیامت بر یکی گام

ز ما قصری طلب کرده ست جایی         کزان سوزنده تر نبود هوایی

بدان تا مردم آنجا کم شتابند                ز جادو جاویی ها در نیابند

بدین جادو شبیخونی عجب کن           هوایی هر چه ناخوشتر طلب کن

بساز آنجا چنان قصری که باید             ز ما درخواست کن مزدی که شاید

پس آنگه از خزو دیبا و دینار                 وجوه خرج دادنش به خروار

چو بنا شاد گشت از گنج بردن              جهان پیمای شد در رنج بردن

طلب می کرد جایی دور از انبوده          حوالی بر حوالی کوه بر کوه

بدست آورد جایی گرم و دلگیر                کز او طفلی شدی در هفته پیر

بده فرسنگ از کرمانشهان دور               نه از کرمانشهان بل از جهان دور

بدان جا رفت و آنجا کارگه ساخت            به دوزخ در چنان قصری به پرداخت

که داند هر که آنجا اسب تازد                   که حوری را چنان دوزخ نسازد

چو از شب گشت مشگین روی آن عصر       ز مشگو رفت شیرین سوی آن قصر

کنیزی چند با او نارسیده                            خیانت کاری شهوت ندیده

در آن زندانسرای تنگ می بود                    چو گوهر شهربند سنگ می بود

غم خسرو رقیب خویش کرده                      در دل بر دو عالم پیش کرده

برگرفته از دیوان خسرو شیرین نظامی گنجوی

توضیح:کوشک منطقه ایی در شهرستان ایوان غرب است که دارای آب و هوایی گرمرمسیری می باشد.

هم اینک نیز این قصر،شیرین در منطقه وجود دارد که یکی از آثاری است در ایوان غرب که ثبت ملی رسیده است.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1387ساعت 1:41 بعد از ظهر  توسط محمد | 
مقدمه :
تعیین جنبه های غیر مادی فرهنگ های پیش از تاریخ ایران به دلیل نبود رهیافت های تئوریک و روش شناختی مناسب یکی از پیچیده ترین شاخه های پژوهشی باستان شناسی می باشد. برخلاف جنبه های مادی،نشانه های ملموس،جنبه های معنوی فرهنگ ها به صورت محدود از حفارهای باستان شناس کشف می شود.در عین حال بودن تبین جنبه های غیر مادی فرهنگ های پیش از تاریخ هرگونه تحلیلی از این فرهنگ ها یک سویه خواهد بود،چون در هرحال فرهنگ ها چه در گذشته و چه درحال دارای دو بعد عادی و معنوی می باشد و لزوم آگاهی بدانها از هر نظر ضروری است .
یکی از مهمترین داده ها منسجم باستان شناسی که بیشترین اطلاعات را درباره ی جنبه های معنوی و فرهنگ های پیش از باستان رادر اختیار باستان شناسی قرار می دهد قبور و سنت های تدفینی جوامع پیش از تاریخ می باشد،همچنان که امروزه نیز بدان گونه است.
از سوی دیگر قبور و اشیای داخل آن و شیوه تدفین،اطلاعات زیادی را در زمینه گاهنگاری،قوم نگاری،روابط اجتماعی ،اقتصادی و طبقات اجتماعی در اختیار پژوهشگران قرار می دهد .
تاکنون پژوهش مستقل و جامع درباره سنت های تدفین دوره های پیش از تاریخ ایران انجام نشده،اما بر اساس شواهد موجود شیوه ها و سنت ها تدفین مردگام در فلات ایران آغاز کشاورزی و استقرار دائم روستاها (8000سال ) تحت تأثیر باورهای دینی جوامع آن روزگار بوده است.در این دوران مردگان را درزیر کف محل های سکونت دفن می کرده اند.اعتقاد به ارواح،زندگی پس از مرگ،قرار دادن هدایا در داخل قبور،حالت های جمع شده اسکلت ، اندود کردن جسد با گِل اُخرا از شاخص های عمده شیوه و سنت های تدفین در این دوران می باشد .
سنت ها و شاخص های اشاره شده در اغلب مناطق ایران بدون تغییرات محسوس تا هزاره ی سوم یعنی عصر مفرغ توام داشته است در این دوره همزمان با آغاز شهرنشینی در بعضی از مناطق ایران سنت دیرپای دفن مردگان در زیر کف خنه ها ی مسکونی متروک گردید و شیوه جدیدی که به صورت قبرستان که عموماً خارج از محل های زیست، و فعالیت های تولیدی قرار داشتند معمول شده است.
دفن مردگان در قبرستان عمومی تا اوایل هزاره ی اول پیش از میلاد به گونه ای در حاشیه و درارتباط محل های مسکونی و بدون ارتباط محل های مسکونی و استقرار تداوم داشته است.عصر آهن از نقطه نظر پژوهش های باستان شناسی،بررسی تحولات فرهنگی فلات ایران و تبین خاستگاه اقوام ایران و آنچه که به عنوان فرهنگ منحصر به فرد ایران شناخته می شود از اهمیت زیادی برخوردار می باشد .
بر اساس شواهد موجود در این دوران ساختارهای فرهنگی،دینی، معیشتی وقومی مردمان ساکن در ایران دگرگون گردید و به مرور سده های بعد با ظهور اولین حکومت های منطقه ای که سرتاسر (مانا و ماد) درنیمه غربی فلات ایران در رواج اعتقاد به یکتا پرستی در گستره وسیع جغرافیا فلات ایران فراهم گردید .
در آغاز این دوران حدود (1450ق م ) مردمان ساکن ایران در شمال غرب ایران با کشف شیوه ذوب و عمل فلز آهن و بهره گیره از آن در اوایل هزاره ی اول پ.م تحولات اقتصادی چشمگیری را به وجود آوردند. این دیگر دگرگونی ها حکایت از پیشرفت فرهنگها و تمدن در جامعه آن روزگار داده که در نهایت باعث تغییرات در روابط تاریخی ،سیاسی،اجتماعی اقوام ساکن در منطقه آسیای غربی بوده و بارزترین تغییرات در انتقال مرکز قدرت اقتصاد و ، فرهنگی اصلاً ازبین النهربن (سرزمین جلگه ) ایران (کردستان ) در اولین هزاره اوایل قبل از میلاد به ظهور است .

تاریخچه اطلاعات باستان شناسی دشت ایوان غرب:
شهرستان ایوان غرب در شمال استان ایلام و اقع گردیده است که نظر مطالعات باستان شناسان ، عصر برنز ، عصر آهن 1و2و3 دارای اهمیت زیادی می باشد که سایت های مربوط به این دوره بیشتر به صورت قبرستان می باشد .
اکثر این قبرستان هادر حاشیه ی رودخانه ی گنیگر واقع شده اند که لویی واندربرگ سرپرست هیئت بلژیکی بامی Bami در سال 1970م. برای اولین بار موفق شد 10 قبر در داراوند B مورد حفاری قرار دهد و نتایج مهمی در مورد شیوه ی تدفین عصر آهن در منطقه ی کلهرستان بدست آورد .
هیئت دانمارکی گورستان داراوند Aرا مورد کاوش قرار دادند و وسایل تدفیتی زیادی را کشف نمودند که شامل قوری های سفالی ،فنجان،سرنیزه،... قبر ها معمولاً چار چینه ای دارای پوشش سنگی می باشد اسکلت ها به دلیل اسیدی بودن خاک از بین رفته اند.
قبرستان های دیگری در منطقه ی کلهرستان مورد کاوش قرار گرفته اند که گزارش کامل آن ها توسط لویی واندربرگ باستان شناس فقید منتشر شده است علاوه بر حفاری ، هیئت بلژکی را های باستانی و کوچ نشینی این منطقه را مورد مطالعه قرار داده و دلایل شکل گیری این قبرستان ها را بیان کردند مطالعات علمی این هیئت نشان داد که اکثر این قبرستان ها احتمالاً مطلق به کوچ نشینانی می باشد که در هزاره ی اول پ.م وارد متطقه گردیده اند .
فصل سوم بررسی و شناسایی شهرستان ایوان غرب به جهت بررسی قبرستان های حاشیه ی رود خانه های گنگیر که عمدتاً متعلق به عصر آن می باشد و همچنین خاطر تکمیل نقشه ی باستان شناسی و تکامل بررسی های گذشته و ثبت این آثار در فهرست ملی به صورت پیمایشی به انجام رسید که به بررسی برخی از این قبرستان ها می پردازیم در بررسی انجام شده در حوضه رود خانه گنیگر حدود 50 قبرستان بررسی و شناسایی گردید که اکثر این قبرستان ها در حاشیه رود خانه بر روی بلندی ها و در جاهای سرسبز ساخته شده اند .
در قبرستان چواره 1 قبرهای چهار چینه ای با دیواره ی ساخته شده از لاشیه سنگ ورقه ای به صورت چیت و به صورت مستطیل و راست گوشه ساخته شده روی آن را با تخته سنگ پوشیده این قبرستان نیز به صورت شرقی و غربی شمال جنوبی ساخته شده وجهت خاص در آن رعایت نشده است موادفرهنگی بدست آمده شامل خمرهایی بانقش طنابی و سفال های لبه تخت به دست آمده است ان قبرستان از نظر معماری قبور قابل مقایسه با قبرستان های بردبل، جوب گوهر ، چمژیه ،داراوندB که توسط هیئت بلژکی حفاری شده اند می باشد .
در قبرستان چواره 2 نیز معماری مانند چواره1 می باشد در این قبرستان سفالهای خاکستری باتمپرکاه بدست آمده است منطق به عصر آهن 1 می باشد .
در قبرستان "هوها" نیز قبور به صورت شرقی ،غربی یاخته شده به صورت چار چینیه ای و مستطیل می باشد که برای ساخت آن از سنگهای کف رود خانه رودخانه گنگیر استفاده کرده اند که قابل مقایسه بابردبل چنار باشی ، پشت کبود چوار و کتل گل گل می باشد .
در قبرستان چوار 3 نیز معماری قبور شبیه به سایر قبرستان هاذکر می باشد در این قبرستان مواد فرهنگی شامل سفال لبه کمی برگشته به بیرون با نقش افزوده طنابی مانند قبرستان چنار باشی بدست آمده است.
در قبرستان "قلاوازک" معماری قبور به صورت چار چینه ای می باشد با این تفاوت که در آن ساخت از سنگهای بزرگ و خشن استفاده کرده اند بطوریکه به نظر می رسد این قبور از نوع مگالیتیک کلان سنگی می باشد و به صورت بيضي ساخته شده اند در دیواره قبور از سنگ های نتراشیده استفاده شده بود با توجه به تعداد اندک سفال در کنار قبور تخریب شده احتمالاً از نظر دادهای سفال فقیر هستند .
بر خلاف محوطه چواره 1و2داراوند B که توسط هیئت بلژکی حفاری گردیده و قبر ها آن بسیار دقیق و راستگوشه هستند و از سنگ ها و ورقه ای تراش خورده استفاده شده است در قبرستان قلاوزک از سنگ های بزرگ و خشن استفاده شده و در معماری قبور دقت زیادی نشده است و جهت خاصی در ساختن آن مد نظر نبوده است. که از این نظر قابل مقایسه با قبور عصر آهن در شمال غرب ایران نظیر دینخواه در آذربایجان می باشد .
با توجه به مواد فرهنگی شامل سفال نخودی باتنپرشن و ماسه می توان عنوان کرد این قبرستان متعلق به عصر آهن 2و3 می باشد
در قبرستان روان سفال هایی باپوشش قرمز وتمپرِکاه بدست آمد که احتمال متعلق به دوره کلکوتیک یا دوران جدیتری باشند که دراین مواد کنار قبور بیضی شکل بدست آمده و قابل مقایسه با دِمگّرپِرچینه می باشد قبور آن چهار چینه ای و بیضی شکل بوده ودر ساخت آن جهت خاصی مد نظر نبوده است از این نظر نیز قابل مقایسه با جوب گهر ، چنار باشی، کتل گل گل و کان گنبد می باشد . قبر های ذکر شده اندازه قبور متفاوت است ولی به طور عمده (50×230) و عمق 1 متر مي باشد. دیوارهای این قبور معمولاً از پنچ رج سنگ چین استفاده شده است .
در قبرستان ها میان سفالها لبه برگشته به بیرون با خطوط مواج کنده یاتزئینات دایره و یک نقطه در وسط بدست آمده است در این قبرستان ها 2 نوع قبر شناسایی شد. 1 قبر چهار چینه ای که بعضی آنها دارای 5 متر طول و 1متر عرض می باشند دیواره قبور از چهار ردیف لاشه سنگ ساخته شده است قبر ها به صورت شمال جنوبی و برخی شرقی غربی هستند در ورودی در قسمت غرب قرار گرفته که احتمالاً این قبور خانوادگی هستند به این صورت که از این نظر شبیه قبرستان کان گنبد می باشد این قبور متعلق به عصر آهن 1و2 می باشند .
نوع دیگر قبور قبر های چهار چینه ای با ابعادcm 50×50/2 می باشند که مانند سایر قبور ساخته شده است . هیچ قبر بزرگ و خانوادگی شبیه به این قبر ها ی میان 1و میان2 در قبرستان هایی که هیئت بلژکی شناسایی و حفاری کرده اند گزارش نشده است .
در قبرستان های چشم میرو 1و2و3 نیز قبور شناسایی شده به دو دسته تقسیم می شود
1- قبر های چهار چینه ای: که دیواره آن سنگ چینی است با استفاده از لاشه منظم که روی آن را با تخته سنگ های بزرگ پوشانده اند در دیواره این استفاده شده است این قبور راست گوشه و بیشتر شرقی ـ غربی قبور چهار رگه سنگ چین میباشند سازندگان ان جهت خاصی را مد نظر نداشته اند از این نظر این گونه قبرها قابل مقایسه با شورابه چرداول کتل گل گل می باشد این نوع قبور متعلق به عصر اهن 2 می باشند.
2- قبرهای بزرگ خانوادگی:
- این قبور دیواره انها از لاشه سنگ نتراشیده ومستطیل شکل و دیواره آن دارای 8 رج سنگ چین می باشد که بالای آن توسط تخته سنگ بزرگ پوشیده شده است. اندازه این قبور 5 تا 6 متر طول و 2 متر عرض می باشد جهت ورود این گورها در غرب میباشد احتمالاً این قبرها جهت تدفین دسته جمعي بوده است. این نوع قبرها در میان 1 و 2 نیز دیده شده است ولی عمق آنها بسیار کم است در حالی که در چشمه میرو 1 گورها 250 سانتی متر عمق دارند سازندگان قبور برای برطرف کردن فاصله دو دیواره طولی وبرای قرار دادن تخته سنگها بر روی این دیوارها به خاطر مسقف نمودن قبرها ، هرچه رگه های دیوار به طرف بالا اضافه می شد این دیواره به طرف داخل قوس پیدا می کردبه طوری که دیواره ها در بالا به هم نزدیک می شدند. مشکل گذاشتن تخته سنگها نیز حل می شده است ،و سقف قبور تقریبا به صورت گهواره ای درآمده است ،این نوع قبور در قبرستانهای طالش در گیلان نیز گزارش شده است.
در قبرستان پل حمی دو نوع قبر چار چینه ای و کلان سنگی شناسایی شد،قبور کلان سنگی مستطیل شکل دیواره انها از لاشه سنگهای بزرگ ساخته شده و قابل مقایسه با قبرهای کلان سنگی مامی وگ 2 و 1 می باشند.
در قبرستان بان کبود 3 قبور به صورت مستطیل و نیم دایره تهیه شده ،دیواره انها از لاشه سنگ ساخته شده است –قبور نیم دایره در هیچ قبرستانی مشاهده نشد،علاوه بر این در بان کبود3 قبور مربع با ابعاد 150×150 سانتی متر شناسایی شد ،قسمت شمال این قبرها نیم دایره و قسمت جنوب آن مستطیل یا مربع می باشد در ساخت ان از سنگهای رودخانه ای استفاده شده ،جهت این قبور شرقی غربی و تعداد کمی شمالی ،جنوبی می باشند.

نتیجه گیری
اظهار نظر دقیق در مورد سنت های تدفین عصر آهن و ارتباط با اعتقادات و باورهای دینی کاری عجولانه است اما با توجه به داده های مختلف می توان نمای اجمالی از سنتهای تدفین این دوران ترسیم کرد.
همگانی شدن دفن مردگان در قبرستان ها ارتباط چندانی با گسترش و تمرکز اجتماعات نداشته است چون شمار زیادی از قبرستانهای این دوره بدون ارتباط با محل استقرار و سکونت دایم می باشند اگر این قبرستانها را متعلق به افراد كوچنده بدانیم در این صورت موضوع وضوح و شفافیت بیشتری خواهد داشت. احترام به قبرستانها به عنوان احترام به ارواح نیاکان و در گذشتگان و نیز آسایش مردگان مورد توجه بوده است به طوری که در هیچکدام از آنها علامت و نشانه ای از تخريب عمدی دیده نشده است هر چند که طی سالیان گذشته توسط سوداگران فرهنگ تخریب و نابود شده اند-علاوه بر آن بیشتر قبرستانها در محل های سر سبز کنار رودخانه و بالای تپه و بلندی ها واقع شده اند.
این نوع قبرستانها در مناطق مختلف ایوانغرب،ایلام و لرستان توسط هیئت واندنبرگ حفاری گردیده اند که به الگوهای مشترک تدفینی در این دوره اشاره دارند.در این راستا به نظر میرسد الگوهای مشترک تدفینی ناشی از الگوهای مشترک مذهبی بوده است.
در سنتهای تدفینی عصر آهن ایران در بیشتر موارد صورت مرده به طرف مشرق می باشد اما با توجه به تخریب گورستانها توسط سودا گران فرهنگ نمی توان نظر قطعی ارائه داد ولی با توجه به اینکه اکثراً به صورت شرقی غربی ساخته شده اند و مقدار كمي نیز به صورت شمالی جنوبی و جهات فرعی دیده می شود،این وضعیت تابعی از اعتقادات مذهبی و نشان می دهد.
با توجه به اینکه قبور جهات مختلفی را نشان می دهد اما زندگان آن جهت خاصی را مد نظر داشته اند و هنگام دفن مرده به خورشید و جهت تابش آن اهمیت می دادند به همین دلیل اکثر قبرها در جهت شرقی غربی یا جهات فرعی چون در طول سال جهت خورشید اندکی نوسان دارد ساخته شده اند و مرده هارا اکثراً از پهلو چپ یا راست دفن کرده اند.
اشیاء بدست آمده در قبور نیز بیشتر بستگی به طبقه اجتماعی فرد، فقیر یا غنی بودن-جنسیت، شغل فرد دارد به طوری که قبرهای حفاری شده توسط هیئت بلژیکی در گور افراد فقير بیشتر ظروف ساده بدست آمده در گور زنان نیز زیور آلات تزئینی بدست آمده است.
با توجه به کمبود داده های سفالی در کنار قبور می توان نتیجه گرفت اشياء توسط سوداگران غارت شده یا اینکه فاقد اشیاء سفالی و تدفینی بوده است، که نشان می دهد این قبرستانها متعلق به افراد کم بضاعت و کوچ نشینانی دانست که فقیر بوده و همراه مردگان خود فقط سفالهای ساده دفن می کرده اند.
در قبرستان میان 1 و میرو 3 تکه های ظروف لوله دار بدست آمد و همچنین یک قطعه سفال منقوش از قبرستان بان باریک 1 و روان 1 بدست آمده است این موضوع می تواند در ارتباط با افزایش استفاده از فلزات در این دوران باشد.
با توجه معماری قبور دارای دو نوع قبر چهار چینه ای و قبور دسته جمعی می باشند می توان قبور چهار چینه ای را به چند دسته تقسیم کرد ولی قبور چار چینه ای به صورت مستطیلی شکل و بیضی شکل و حد فاصل بین آنها که از لاشه سنگ نتراشیده در دیواره آنها استفاده کرده اند و روی آن را تخته سنگ های بزرگی پوشانده اند دیواره آنها با دیواره قبور شناسایی شده توسط هیئت بلژکی که اکثراً از ورقه های سنگی ساخته شده اند تفاوت دارند و در ساخت دیواره قبور از هیچ نوع ملاطی استفاده نکرده اند دیواره قبور بصورت سنگ چین می باشند.
2- قبور دسته جمعی که ابعاد آنها بسیار بزرگ و به نظر می رسد با توجه به ابعاد بزرگ آنها نسبت به قبور چار جنبه ای ما در اینجا آنها را با نام كلان سنگی یا همان "مگالتیک" خوانده ایم که این قبور جهت تدفین اعضای یک فامیل یا جمعی استفاده می شده اند دیواره قسمت ورودی آنها را با یک تخته سنگ بزرگ ساخته اند و هنگام دفن مرده درب ورودی را باز کرده و مرده را در کنار مردگان قبلی همراه با اشیاء تدفینی دفن می کرده اند.
این نوع قبور دسته جمعی در عصر برنز نیز یافت شده است که دارای ابعاد بزرگی می باشند همراه قبور نیز شایاء تدفینی یافت شده است.
دیواره این قبور را با لاشه سنگ ساخته اند مانند میان 1 و 2 میرو 1و3و4 و در بعضی دیگر دیواره را با سنگهای بزرگ کف رودخانه ای ساخته اند مانند بان باریک1و2و3 و "دن کرم" و در بعضی دیگر مانند بان کبود 1و2و3 و "ورازان2 "از تخته و لاشه سنگ بزرگ جهت ساخت دیواره قبرها استفاده کرده اند روی آنها را با تخته سنگ های بزرگ پوشانده اند
در قبرستان بان کبود 3 سه نوع قبر شناسایی شدند که بسیار جالب توجه هستند که شامل قبور نیم دایره ای،مربع شکل،مستطیل می باشند دیواره انها یا لاشه سنگ ساخته شده یود وو قبر نیم دایره ای با ابعاد 2×2 فقط در بان کبود 3 یافت شد و در جای دیگر یافت نشد در حالی که قبور مربع شکل در قبرستان بان کبود 1 نیز شناسایی شده است
نکته جالب در مورد معماری این قبور این است که در جاهای که زمین سفت و آهکی بوده تدفین در زمین انجام گرفته و در لبه گودال از 1 یا 5 رج سنگ چینی استفاده کرده اند
در این دوره نیز ابتدا برای ساختن قبرستان محوطه را آماده و تسطیح کرده اند و اطراف آن را به صورت سنگ چین ایجاد کردند تا حدودی قبرستان مشخص شود و بعد مردگان را در قبرهای ساخته شده دفن می کردند این نوع تراس فقط در بان باریک 1 دیده می شود در هیچ کدام از قبرستانها بررسی شده دیده نشد.
در لابلای قبور تخریب شده قبور چار چینه ای کوچکی دیده می شود که احتمالاً جهت تدفین بچه ها ساخته شده اند که نشان می دهد بچه ها را در همان قبرستانی که بزرگسالان را دفن می کردند دفن کرده اند.
نکته آخر با توجه با اینکه قبرستانها مقدار زیادی توسط عومال محیطی و طبیعی و انسانی تخریب گردیده اند از بیشتر اطلاعات در طول بررسی از معماری قبرستانها جمع آوری گردیده استو در قبرستانهایی که سفال و مواد فرهنگی بدست آمدجهت تاریخ گذاری استفاده شده است.
هنگام بررسی منطقه اعضای هیئت در هر نقطه با سنگرهای ارتش که در طول جنگ تحمیلی جهت دفاع از خاک میهن عزیزمان ساخته بودند مواجه می شدند که در بعضی موارد مواد این سنگرها در نزدیک قبرستانها ساخته شده بودند و همچنین در سطح زمین مین های ضد نفر که باز مانده از هجوم ارتش بعث به این منطقه بوده در طول بررسی به کرات مشاهد می شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم دی 1387ساعت 11:32 قبل از ظهر  توسط محمد | 
شهرستان ایوان غرب با داشتن جمعیتی برابر ۷۰۰۰۰ نفر جمعیت یکی از شهر های پر جمعیت استان ایلام است.این شهرستان در شمال غربی استان قرار دارد و تنها شهرستان ۱۰۰٪ کرد نشین استان ایلام است.

شهرستان ایوان غرب خاستگاه کردان کلهر می باشد.

این شهرستان از نظر آداب و رسوم،زبان،اخلاق و... با شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه شباهت بسیاری دارد.

شهرستان ایوان غرب در میان سه کوه بانکول شره زول و مانشت قرار دارد که کوه مانشت یکی از قله های بلند رشته کوه زاگرس محسوب می شود.

شهرستان ایوان غرب به خاطر سفره های زیر زمینی فراوانش و همچنین وجود رودخانه بزرگ گنگیر یکی از نقاط حاصلخیز و پر آب استان ایلام و حتی غرب کشور محسوب می شود،ولی متاسفانه با احداث یک چاه در سراب ایوان غرب برای استفاده در پتروشیمی ایلام تمامی چشمه ها و سفره های زیرزمینی این شهرستان خشک شده اند به طوری که رودخانه بزرگ گنگیر(سرچشمه اش کوه مانشت و روستای سراب ایوان غرب است)که یکی از جاذبه های تفریحی ایوان غرب می باشد فقط نامی از آن باقی مانده است.

اکنون هیچ کدام از مسئولین استان جوابگوی این مشکل بسیار بزرگ ایوان غرب نبوده اند.

متاسفانه شهرستان ایوان غرب بعد از انقلاب به جای پیشرفت راهی جز پسرفت نداشته است و از ایوان غرب تنها نامی باقی مانده است.این در حالی است که در زمانی نه چندان دور این شهرستان یکی از قطب های علمی کشور محسوب می شده و بیشتر معلمان و استادان و مسئولین رده بالای دو شهرستان شیروان و چرداول و ایلام از خطه ایوان غرب بوده اند.

در اوایل انقلاب زمانی که منافقین به دنبال پایگاهی در غرب کشور بودند،آنان ایوان غرب را برای خود انتخاب کردند که به دنبال این کار منافقین خبرنگاری از آقای ری شهری-وزیر اطلاعات وقت-می پرسد: چرا منافقین شهرستان ایوان غرب را برای قرار دادن پایگاه خود انتخاب کرده اند این در حالی است که شهرهای کرمانشاه،سنندج،مهاباد،سقز و... شهرهایی پر جمعیت تر و پر آوازه تری در غرب کشور هستند که آقای ری شهری در جواب این خبرنگار می گویند به خاطر رشد علمی بسیار زیاد،افراد علمی تراز اول و همچنین افراد روشنفکر زیادی که در این شهرستان وجود دارد انگیزه ایی برای قرار دادن پایگاه در ایوان غرب بوده است.

حالا سوال من این است،آیا ایوان غرب همان ایوان غرب قبل از انقلاب است؟

ایوان غرب در زمان پهلوی باغ شاه نام داشته است که دلیل این نامگذاری هم سفری بوده که محمد رضا شاه به این شهرستان داشته اند و باغات فراوانی که در این شهرستان قرار داشته است دلیل نام گذاری بوده است،اما متاسفانه در زمان کنونی دیگر اثری از آن باغات نیست و اگر هم چند درختی باقی مانده باشد به دلیل احداث چاه در سراب ایوان غرب دیگر آنها هم خشک شده اند.

ایوان غرب شهر فراموش شده ایران زمین است.

ایوان غرب برای تو گریانم،برای آوازه ات،برای مردمان مظلومت،برای فرهنگ غنی ات و برای هر آنچه که از دست داده ایی،گریانم.

این شهرستان در زمانی نه چندان دور با داشتن خان هایی همچون سید خان،خان منصور و...حاکم مطلق منطقه کلهرستان و حتی سنندج بوده است ولی اکنون فراموش شده ایی بیش نیست.

این شهرستان با داشتن چهره های شناخته شده ایی همچون دکتر داریوش قنبری نماینده دو دوره مجلس شورای اسلامی در استان ایلام،دکتر شهریار عباسی عضو هیئت علمی دانشگاه ایلام،دکتر منصور احمدی معاون آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ایلام و ده ها نفر دیگر همچنان در خوابی عمیق فرو رفته است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 2:11 بعد از ظهر  توسط محمد | 

چه‌ني گه‌ن و خراوه، هال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

بيه‌سه جور كه‌لاوه‌يگ مال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

خوه‌ر هاله ژير ئه‌وره‌يل،كوره‌و بيه وجاخي

 

سه‌ره خري كه‌فتيه‌سه فال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

گه‌رده‌له گيوچانه‌گان ئي ده‌يشته دانه‌سه‌و وه‌ر

 

دي كه‌سي نيه شنه فيدن قال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

توز نه‌هات و نامه‌ي ها وه‌ر ئاسمان كه‌و

 

چه‌ني پر ته‌پ و توزه سال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

پشت كيوه‌يل بانان هه‌م ئاسمانه هه‌م خوه‌ر

 

وه‌لي چه فايده شكياس بال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

هوز بريقه‌يل خوه‌ر تا گه‌ر شه‌كه‌ت بياتان

 

هاتيان و پال ديانه پال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

شه‌يو سيه‌ي ئازيه‌ت وه كومه كومه زيوخه‌و

 

پا ناسه شونْ،شه‌يوه‌يل وال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

وه داخ ديوري خوه‌ر يه‌ي هه‌مكه ئه‌سر و ئرميس

 

رشياسه ناو چه‌وه‌يل كال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

يه‌ي پرشه نيور زه‌رديگ،مه‌گه‌ر وه قسيه باري

 

يه‌ي جار تر زوان لال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

مه‌گه‌ر دوواره خوه‌ر باي يا ئاسمان كه‌وو بوو

 

تا لاچوو روژگار تال به‌ره‌فتاوه‌گان

 

منبع:وبلاگ کردی جنوب

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:21 بعد از ظهر  توسط محمد | 
جمعه شب است نتایج انتخابات دور دوم مجلس شورای اسلامی اعلام می شود،آقای داریوش قنبری با کسب بیشترین آرای ممکنه به مجلس راه پیدا می کند.

الان صبح شنبه است مردم در جلوی فرمانداری تجمع کرده اند تا به صورت رسمی نتیجه انتخابات اعلام شود،همه خوشحالند،همه مسرورند از این که یک کلهر ایوانی در میان ایلامی ها به مجلس راه یافته است.

نتایج اعلام می شود،کاندید شهرستان ایوان غرب سوم شد و در این انتخابات نا کام ماند،همه بهت زده اند،همه عصبانیند،حال چه باید کرد؟

باید اعتراض کرد،باید حق را گرفت.چگونه؟

دیوار فرمانداری ایوان می ریزد،ماشین ها آتش می گیرند،همه فریاد می کشند.

صدای تیر می آید،کیستند؟ 

نیروی انتظامی.

مردم پا پس نمی کشند،مردم صبرشان تمام شده،تا به کی بی عدالتی،تا به کی رنج و در انزوا قرار دادن ایوان کرد کلهر زبان در میان ایلام لر زبان.

بچه سال اول راهنمایی به ضرب گلوله در خیابان کشته می شود،گناه او چیست؟میخواهد از مدرسه به خانه برود.

بیش از دوازده کشته و زخمی.جوی های خون در ایوانغرب.حکومت نظامی.

ولی مردم حق خود را گرفتند،آفرین بر شما مردم غیور ایوان غرب.

زنده باد ایوان،زنده باد مردانگی و پایداری.

مردم شهرستان ایوان همانند زمان جنگ تحمیلی تا پای جان خود استقامت کردند و حق خود را گرفتند.

حال استاندار ایلام مانده است و وجدان فراموش شده اش.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:44 قبل از ظهر  توسط محمد | 
شهرستان ایوان با دارا بودن قدمتی چند هزار ساله همچون نگینی در تاریخ کرد می درخشد.مردمان این دیار در زمان باستان دین زرتشتی داشتند که هم اکنون آتشکده سیاهگل یکی از مکان های بسیار مهم و قدیمی شهرستان ایوان است.

ایوان که در زبان کردی به صورت ئه یوان نوشته می شود اسامی متفاوتی برایش ذکر کرده اند،مثل:باخ(باغ)شاه،ایوان و جوی زر.

دلیل نام گذاری این شهرستان به باخ شاه این است که در زمان پهلوی رضا خان به ایوانغرب می آید و در این شهر به دلیل وجود باغات فراوان و همچنین آب و هوایی بسیار خوب رضا خان اسم باغ شاه را بر روی این شهر کهن می گذارد.

اسم جوی زر هم به دلیل رودی بود که در وسط آن رد می شد که متاسفانه الان این رود خشک شده است و تنها رود شهرستان ایوان رود کنگیر است که از کوه مانشت سرچشمه می گیرد.

و ایوان هم به دلیل اینکه این شهر دروازه ایلام بوده و تنها راه ارتباطی ایلام با سایر شهر های کرد نشین شمالی بوده است و همچنین به دلیل اسم قدیمی است که برایش انتخاب کرده اند.

شهرستان ایوانغرب با داشتن دو شاعر بزرگ کرد یعنی شاکه و خان منصور جایگاهی بس رفیع در میان شهرهای کرد دارا می باشد.

شاکه اهل روستای خوران ایوانغرب و خان منصور هم خان ایوانغرب که مستقیما از دولت مرکزی فرمان می گرفته است.

همچنین افتخار دیگر ایل کلهر و به خصوص شهرستان ایوانغرب این است که در زمان اسکان عشایر در زمان رضا خان دولت مرکزی نتوانست عشایر کرد نشین ایوانغرب را اسکان دهد و مردان این دیار همان زندگی عشایری خود را بدون کوچکترین مشکلی ادامه می دادند.

همان طور که می دانید فرهاد  بیستون کن معروف(فرهاد کرد کلهر بوده)مدتی را در شهرستان ایوانغرب زندگی کرده است و طاق معروف شیرین و فرهاد که جزو آثار ملی است دلیلی بر این مدعاست.

زمانی که ایوانغرب شهر بوده و خان و خان بازی می کرده سایر شهر ستان های اطراف ایوانغرب شهر نبوده اند ولی متاسفانه در این اواخر به طور کاملا جدی سد راه پیشرفت این شهرستان بوده اند تا جایی که این شهرستان از سایر شهرستان های همجوارش عقب مانده است.

شهرستان گیلانغرب که آن ها هم به زبان کردی کلهری صحبت می کنند در ابتدا یک عده بسیار کمی بودند که ایوانی های مهاجر به آنجا رفته و شهرستان گیلانغرب را ساخته اند به طوری که این دو شهرستان یعنی ایوانغرب و گیلانغرب کاملا با هم فامیل هستند و زبان،گویش،آداب و رسوم و فرهگ این دو شهرستان کاملا شبیه هم است. 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 0:57 قبل از ظهر  توسط محمد | 

موسیقی کردی به موسیقی و ترانه‌های مردم کردی زبان گفته‌ می‌شود.

یک پژوهشگر موسیقی کردی براین باور است که انگیزش پیدایش موسیقی کردی در راستای حفظ زبان ادبیات، فرهنگ، سرگذشتها و در مجموع تمدن و پیشنیه کردها بوده است. موسیقی هاموید (فولکلور) کردی از سه بخش افسانه‌ها، حکایتها و داستان‌ها تشکیل شده است.

افسانه ها
پیدایش موسیقی کردی مثل اکثر قومها و ملت‌های دیگر از افسانه‌های کردی شروع شد که در این قسمت، افسانه‌ها در قالب ترانه‌های کردی گفته می‌شوند و این ترانه‌ها در فرهنگ کردی به ترانه‌های دیوانی تقسیم می‌شوند و بیشتر محتوای آنها همان افسانه‌های کردی است، که شکل حماسی دارند.

اولین طلیعه‌های هنر کردی از بار ادبی و هنر موسیقی حماسه‌های کردی بودند که مشهورترین کسی که به این نوع موسیقی پرداخته «کاویس آغا» بود که ترانه‌های وی همان حماسه‌هایی هستند که از گذشتگان بر جای مانده است. افسانه های زیادی در زبان کردی موجود است که اگر فیلمسازان حرفه ای به آن توجه نمایند و می تواند سوژه های بسیار جالبی را از آن ساخت مانند : زارا عشق چوپان

حکایت‌ها و داستان ها
نوع دیگری از موسیقی فولکولور کردی مربوط به حکایتها و داستان‌هایی می‌شود که ترانه‌های داستانی نیز به دو بخش قهرمانی و دلدادگی قابل تقسیم هستند.

در ترانه‌های قهرمانی به دلاوریها و مبارزه طلبی‌های یک قهرمان پرداخته می‌شود و در ترانه‌های دلدادگی جنبه‌های رمانتیک و عاشقانه بین دو شخص بیان می‌شود که از این میان، ترانه «زنبیل‌فروش» که جنبه عرفانی دارد و ترانه‌های "آس و حسن" و "خج و سیامند" که سرگذشت دو دلداده را بیان می‌کند، از معروفترین آثار در این بخش هستند.

در بخش دیگر موسیقی کردی، کردهای «سورانی» برای خود نوع ویژه‌ای از موسیقی دارند که به آنها «گورانی» می‌‌گویند که این نوع ترانه‌ها در میان کردهای اطرف شهرستان ارومیه و کردهای ترکیه (شمال) «لاوژه» گفته می‌شود و این نوع گورانی‌ها ریتمی به نام «قه‌تار» دارند که پژوهشگران براین باورند ریشه این واژه‌ از واژه‌ زرتشتی «گاتا» گرفته‌شده که در اوایل، مربوط به یک سری نیایش‌ها و مراسم مذهبی بوده است.

دومین نوع این موسیقی «هوره» نام دارد که در ابتدا ترانه‌های ویژه‌ای در حمد و نیایش «اهورامزدا» بود و این واژه نیز ریشه زرتشتی دارد که برای نیایش‌های مذهبی آن زمان کردها که زرتشتی بودند، سروده شده‌اند که این نوع موسیقی بیشتر در مناطق کلهر نشین وجود دارد و به سبک های کلهری،به ره یم و... وجود دارد.

در مراسم ترحیم هنگامی که فردی برای مردم آن منطقه دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای بوده، فوت می‌کند، کردها از یک نوع موسیقی که با مرثیه‌سرایی و مرثیه‌خوانی شباهت دارد به صورت ترانه و با تعریف ویژگیهای آن شخص برای او زاری می‌کنند.

در آیین‌های زاد روز محمد، کردها یک نوع ویژه از موسیقی را اجرا می‌کنند که به آن «مولودی» می‌گویند. البته مولودی‌خوانی در بیشتر جوامع مسلمان رواج دارد. اولین مولود نامه در وصف و ستایش محمد را «ملاباتدیی» صوفی و عارف مشهور نوشت که بعدا مرسوم شد که در زمان عید مولود از سروده‌های وی در مولودی خوانی استفاده کنند. اصیل‌ترین سازهای استفاده شده در موسیقی کردی «سرنا» و «دهل» هستند و بعدا سازهایی که وارد این نوع موسیقی شده‌اند مانند «دف» و «تنبور» دارای اهمیت ویژه‌ای شده‌اند. برای اطلاعات بیشتر می‌‌توانید به میژوی ئه ده بی کوردی علاالدین سجادی و پژوهشی در فولکلور کردی مراجعه کنید.موسیقی کردی تا حدودی نمادی از شادیها و غم و اندوه بعد ازپایان هر جنگ است.

هنرمندان نامدار کرد در عرصه موسیقی
حسن زیرک
سید محمد صفایی منش
سید علی اصغر کردستانی
احمد کایا
محسون قرمزی گول
مرضیه فریقی
مظهر خالقی
شوان پرور
ماملی
جوان هاجو
ذکریا (زه‌که‌ریا)
زیاد اسعد
چوپی فتاح
عادل هورامی
قاله‌ مه‌ری
اردلان
طاهر توفیق
شهرام ناظری
سید خلیل عالی نژاد
شهریبان کردی
گلستان پرور
کاوه
روتیندا
کازو
شاکرو
طاهرو
کراپت خاچو
گولیزر جاسم
سرحد
طاهر خلیلی
جمال مفتی
بهجت یحیی
علی مردان
عدنان کریم
دیار قره داغی
دلشاد
انور قره داغی
برهان چاچان
عزت یلدز هان
عایشان
علیشان
زوزان
بشیر کایا
خلیل غمگین
بنگین
محمد شخو
هوی
ژاله
بصر شاهین
روژین
بدرالدین جوشکون
ارام تیکران
حسن شامو
محمد عارف جزراوی
ایاز زاخویی
کریم کابان
جمشید عندلیبی
کیومرث پورناظری
بیژن کامکار
قشنک کامکار
اردلان کامکار
اردوان کامکار
ارسلان کامکار
حکیم سفقان
سعید خان
دلوان
کوما چار نوا
شوان پرور
ناصر رزازی
نجم الدین غلامی
لیلا فریقی
هردی
اراز
کمال حسن
کاووس آغا
بلقیس
عزت التن نشه
اسماعیل شرفی
حسن ضیافتی
عوسمانه سور
شهین طالبانی

کیومرث پورناظری،رشو جانه،آزاد عین الدین،عادل هورامی،عزیز شاهرخ،فتانه ولیدی،قادر الیاسی،حشمت الله لرنژاد،حسین صفامنش،سیروس امامی،حمید حمیدی،رضا لرستانی،سید جلال الدین محمدیان،میکائیل

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 10:17 قبل از ظهر  توسط محمد | 
وجه تسميه ايل كلهر

در علت نامگذاري اين ايل اصيل كرد با نام كلهر ، بايد در ساخت ، ريشه و معني آن دقيق شد لفظ كلهر با فتح كاف و ضم هاء از دو بخش «كل»و«هور»يا«هُر»تشكيل شده است. اين كلمه كه با تلفظ هاي متعدد در منابع آمده است از قبيل كلهور ، كلهر و كلِر. در زبان محلي تلفظ سوم بيشتر رايج است.از همه آنها يك معني به ذهن متبادر ملآشود.كَل به معناي آهوي كوهي نر مي باشد واز خصوصيات اين حيوان كوهي ،همانا شجاعت و جنگندگي و جست وخيز فراوان آن است .قسمت دوم كلمه ، هور يا هُر مي باشد كه در لغتنامه ها به معناي خورشيد وآفتاب آمده است.از ويژگي هاي خورشيد درخشندگي و سرعت و جذابيت مي باشد.حال اگر به دنبال وجه شبه اين دو كلمه كل و هور با مردمان ايل كلهر بگرديم بايد نظري داشته باشيم به زيستگاه وقلمرو آنها يعني دامنه ها و ارتفاعات پر فراز و نشيب زاگرس.مردمان اين ايل در طول تاريخ با ناملايمات طبيعي دست و پنجه نرم كرده با شجاعت و جنگندگي همانند آهو و كل ، كوه ها وصخره ها را در نورديده ورام خواسته هاي خويش كرده اند ومهاجماني كه از صفحات غربي ايران قصد سوئي نسبت به كشورمان را داشته اند عقب رانده و آنها را به خاك مذلت نشانده اند .از طرفي بنا به گفته نويسندگان بزرگ كلهرها كه شاخه اي از نژادكردهاي اصيل آريايي هستند.واينها را به خاطرچهره هاي بشاش وجذاب و همچنين سرعت برق آسايي كه درپيمودن كوهها و گردنه هاي صعب العبور داشته اند ، به خورشيد كه مظهر جذابيت است تشبيه كرده اند . بنابر اين كلهر نامي با مسمي وبرازنده بر اين گرد مردان كرد مي باشدكه سالها با شجاعت و دليري عرصه را بر دشمنان اين مرز و بوم تنگ كرده اند.


زيستگاه و وضعيت اجتماعي ايل كلهر

ايل كلهر از شمال به محدوده ايلهاي كرند ، گوران و گوران بان زرده ، از ناحيه جنوب به حوزه حكومتي والي پشتكوه (استان ايلام كنوني) ، از طرف مغرب به خاك كشور عراق (مندلي و خانقين )،همچنين به قشلاق ايل سنجابي و قشلاق ايل كرند ، از جانب مشرق به ييلاق ايل زنگنه و قسمتي از ييلاق سنجابي(ماهيدشت)و در واقع جنوب شهر كرمانشاه ، محدود ميشود. افراد اين ايل كه در واقع بزرگترين ايل در غرب كشور محسوب مي گردد. در شهرستانهاي گيلانغرب ، هارون آباد و بخشهايي از :كرند ، نفت شهر ، سومار ، گهواره ، ايوان ، ماهيدشت، ودر دهستان قلعه شاهين سرپل ذهاب و نصر آباد قصرشيرين و تمامي نواحي وحومه مكانهاي ياد شده ساكن هستند.البته پراكندگي مردمان ايل كلهر از مكانهاي نامبرده فراتر است به طوري كه تعداد زيادي از مردم شهر كرمانشاه از كلهرها هستند. مردمان اين ايل در محدوده هاي نامبرده با توجه به اين كه اكثريت از طريق دامپروري امرار معاش مي كرده اند جهت به دست آوردن علف چر براي احشام و گوسفندان خود در فصول مختلف سال دست به كوچ وتغيير مكان مي زده اند كه اين امر در بروز اختلاف بين آنها وساير ايلات تأثير مهمي داشته است. در تعيين حدود گرمسير وسردسير ايل كوه هاي قلاجه و سركش در شمال گيلانغرب و حومه آن را ميتوان مرز به حساب آورد .يعني جنوب اين كوه ها گرمسير وشمال آنها سردسير كلهرها بوده است. در اين مناطق (سردسير و گرمسير)گروهي از افراد ايل به صورت يكجانشين كه معيشت آنها به طريق اقتصاد كشاورزي و دامپروري (به صورت محدود) تأمين مي گردد. با توجه به درگيري هاي منطقه اي، نا امني راه ها و دخالتهاي گاه و بيگاه حكمرانان كرمانشاه ، و مشكلات طبعي اين مردمان ، كوچ به صورت دسته جمعي وگروهي صورت گرفته و در مكانهاي سردسير و گرمسير در يك محل نزديك به هم سكونت اختيار مي كرده اند. البته طوايف تابعه ايل كه عبارتند از :خالدي ، شياني ، سياه سياه ، كاظم خاني ، تلش ، خمان ، كرگا ، كله پا ، قوچمي ، هارون آبادي، منصوري ، كله جوب ، الوندي ، شوان ، ماهيدشتي ، بلاغ بيگي ، زينل خاني ، شاهيني ، ايواني ، گيلاني ، زويري ، منشي ، گليني و شيرگ(ديره اي،ورمزيار) و… هر كدام داراي محدوده اي مشخص بوده اند كه به همان نام طوايف نامگذاري شده اند.به گفته معمرين جايگاه هر ايل بيشتر با توافق ايلخان و كلانتر طايفه تعيين مي شده است. از گفتگو با معمرين چنين نتيجه مي شود كه قلمرو ايل بستگي زيادي به قدرت ايلخان و نفوذ او در منطقه داشته است . در دوره مورد بحث كه داودخان ايلخاني كلهر را بر عهده داشته است به دليل نفوذ زياد او ايل كلهر بيشترين قلمرو ايلي راداشته است . نفوذ داودخان تا آنجا بود كه حكمران كرمانشاه بدون جلب نظر داودخان نمي توانست رؤساي ديگر ايلات را منصوب يا معزول نمايد.


برخی از منابع قوم کلهر را غیرایرانی و گاهی یهودی معرفی می‌نمایند. با توجه به اینکه کتاب‌های قدیمی و سفرنامه‌های جهانگردان و روایتهای سنتی رایج در میان ایل کلهر این ادعا را به اثبات می‌رساند که، ایل کلهر در غرب ایران از جایگاه کهن و اصیلی برخوردار بوده است این قوم زمانی بر سرزمین بابل و روزگاری نیز بر بغداد مقر خلافت عباسیان و با نام سرزمین کلهرستان حاکمیت داشته‌اند.

کلهرها از زمان باستان تا کنون نامشان موجود بوده است ولی تا به حال کسی تاریخی جامع و منسجم و علمی درباره این قوم ننگاشته‌است. این قوم از روزگار شاه اسماعیل اول بنیان گذار دولت صفوی تاکنون با حکومتهای مرکزی ایران و برخی از دولت‌های دیگر ارتباط داشته‌است و همواره سخت‌ترین حوادث را تجربه نموده‌اند.

ایل کلهر در فتح مصر، شام، فلسطین و دفع تجاوز افغانهای هراتی و جلوگیری از تجاوزات پی در پی دولت عثمانی و اعراب به مرزهای غربی ایران و تأمین نیروهای مسلح نقش بسزایی داشته‌است. با شروع جنگهای ایران و عثمانی از زمان صفویان تا روزگار قاجاری عملکرد این ایل با سران آن در تاریخ جنگها و فتوحات ثبت و ضبط گردیده است.

عمادالدین دولتشاهی با آموختن الفبای اوستایی و ترجمه تازه‌ای از یشتها نکات جالبی از زوایای تاریک منطقه غریب ایران را روشن می‌کند. وی با ترجمه متن‌هایی از اوستا منطقه کردنشین غرب ایران از قصر شیرین تا ایلام و کرمانشاه و به‌ویژه ایوان غرب و اسلام‌آباد که مرکز ایل کلهر هستند محل زنگی اقوام اسطوره‌ای ایران معرفی می‌کند. او با ریشه‌یابی واژه‌های اوستایی و تطبیق آنها با نام جای‌ها در این منطقه به این نتیجه می‌رسد که جای ایران اسطوره‌ای که در شاهنامه مطرح است غرب ایران امروزی است. دولتشاهی در کتاب جغرافیای غرب ایران یا کوههای ناشناخته اوستا، نام جای‌هایی مانند زواره‌کوه، هفت آشیان، زویری، مرِگ (Merg)، مانِشت، گواور، تجر، سروناو، کبیرکوه و غیره را که هم اکنون نیز به همان نام‌ها نامیده می‌شوند به اقوام اسطوره‌ای ایران (پیشدادیان و کیانیان) منتسب می‌کند. چون تمامی این جای‌ها در حوزه حضور گویش کلهری قرار دارند، بی ربط نیست اگر بگوییم ایل کلهر که از زمانهای دور در همین منطقه می‌زیسته یکی از استوارترین ریشه‌های قومیت کرد ایرانی است.

کلهرها از کهن‌ترین طوایف ایرانی هستند که در غرب ایران سکونت داشته‌اند که با انتساب نژاد خود به پهلوانان شاهنامه این پیوند را پاسدار بوده و اصولا ادامه این نسبت طوری تداوم می‌یابد که پس از پیدایش دین اسلام با توجهی به آیین نوین محمدی آمیخته می‌شود.

راولینسون درباره قدمت و موقعیت ایل کلهر با صراحت بیان می‌دارد: کلهرها اگر کهنترین ایل کردستان نباشند، یکی از طوایف شناخته شده در منطقه‌اند. ایل کهر همانطوری که امروزه در گشته نیز زادگاه بسیاری از دانشمندان و هنرمندان باختر ایران بوده‌است. در گذشته‌های دور فرهاد کوه‌کن مشهور به "فرای" را از خود دانسته اند. چنانکه صاحب شرفنامه می‌نویسد: "نهنگ دریای محنت و پلنگ کوهسار مشقت، فرهاد که در زمان خسرو پرویز ظهور کرده از طایفه کلهر است." این سخن روایت سینه به سینه آگاهان ایل را که جوانان کلهر بر قله‌های زاگرس آتش‌افروز جشنهای باستانی و حامل تندیس‌های هنری و مذهبی بر صخره‌گاه‌های سخت‌گذر بوده‌اند را قوت می‌بخشد.

دو روستای داری اصالت و بزرگ ایل کلهر خوران و گاوسوار می باشند که این دو روستا جزو شهرستان ایوانغرب است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط محمد | 
گیلان.گیلانغرب.نامی که تمام هر آنچه که می خواهم بگویم را خود می گوید.گیلان.راستی شما وقتی که اسم گیلان را می شنوید چه چیزی به طور آنی به ذهن شما خطور می کند؟بله،درست است سرسبزی،باران،منطقه ایی خوش آب و هوا.براستی که نام گیلان برازنده این شهرستان است.شهری کرد زبان با گویش شیرین کلهری.

شهرستان گیلانغرب در غرب استان کرمانشاه قرار دارد.متاسفانه شهرستان گیلانغرب به دلیل دوری از مرکز استان و هم چنین کوه بسیار خطر ناک قلاجه(البته این کوه متعلق به استان ایلام و شهرستان کلهر زبان ایوانغرب است)به آن رسیدگی زیادی نشده است که خوشبختانه زمزمه هایی شنیده می شود که در این کوه خطر ناک قلاجه تونی زده می شود تا فاصله دو شهرستان کلهر زبان یعنی ایوانغرب و گیلانغرب را به شهرستان کلهر زبان دیگر یعنی اسلام آباد غرب نزدیک تر کند.گیلان غرب شهری که در زمان جنگ توانست لشکر زرهی عراق که در آن زمان چهارمین ارتش بزرگ جهان بود را به عقب برانند و این یک برگ زرین دیگری بر تارک این شهر دلیر پرور گذاشته است.

اگر ما بخواهیم شهرستان گیلانغرب را در یک کلمه خلاصه کنیم بی شک این استاد کیهان کلهر است که خود نمایی میکند.بله همان گونه که از شهرت این شخصیت بزرگ موسیقی ایران می توان فهمید ایشان کرد کلهر زبان و گیلانغربی است.

شهرستان گیلانغرب از شمال با شهرستان سر پل ذهاب،از جنوب با شهرستان ایوانغرب،از شرق با شهرستان اسلام آباد غرب و از غرب با شهرستان قصر شیرین هم مرز است.

این شهر هایی که در بالا ذکر شد همگی کرد زبان با گویش شیرین کلهری هستند و روابط بسیار نزدیک خانوادگی با هم دارند و همگی با هم فامیل هستند.

گیلانغرب مردمی مهربان،سخت کوش،شکیبا و غیرتمند هستند که به مهمان نوازی شهره عام و خاص می باشند و به شما خواننده گرامی توصیه می کنم که اگر تا به حال به این شهرستان نرفته اید حتما در این ایام عید و تعطیلات یک سفری به این شهرستان خوش آب هوا داشته باشید و مطمئن باشید که ضرر نخواهید کرد

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 11:39 بعد از ظهر  توسط محمد | 

سلام به شما دوست عزیزی که داری این مطلب رو می خونی از این به بعد بغیر از مطالبی که درباره ایل بزرگ کلهر می نویسم ضرب المثل های کردی را به دو زبان کلهری و مهابادی می نویسم.کلماتی که در داخل پرانتز نوشته شده است به زبان مهابادی است.

۱.ئابرو خوود(خوت) له ده سخووده(خوته) هیوره ده په یو(چاو دیری لی بکه)

آبروی خودت دست خودته مواظب آن باش.

.ئاردی رشیاگ(بیخ) له ناو درگ(درک) کو گه ردوو نیوگ(نابیته وه)

آرد ریخته در خار زار جمع نگردد.

۳.ئاردی خوه مان ئیله ک کردیمه نو  (کردوه) و ئیله که مان کردیمنه سه دارو(داره لوز کردوه)

آرد خودمان را بیختیم و الک خود را آویختیم

۴.ئارده چیو(رویشتوه) و سوسی منسگه(ماوه)

آردش رفته است سبوسش مانده است

۵.دلیر(ئازا) تیخی وه(به) کار بگنو(ئه هینی) بدل(قه لب) زوانی(زمانی) 

دلیر تیغ را به کار می برد،و بدل زبان را

۶.شجاع(ئازا) یه جار(جاریک) مرگو(ده مریت)،ته رسو(ترسه نوک) هه زار جار

شجاع یک بار می میرد،ترسو هزار بار

۷.ئاسمان بی ئور(هور) نیوگ(نابی)به نه یش بی عه ب(خه وش) نیوگ(نابی)

آسمان بون ابر نشود،بنده بی عیب نشود

۸.ئاسن سارد کوته گن(ده کوتی)

آهن سرد را می کوبد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 10:29 بعد از ظهر  توسط محمد | 
نجوایی عاشقانه در شبی آرام با سوسوی ستارگان و نور نقره‌ای ماه که همچون حریری بر پهنه دشت گسترده است، داغ غریبی و یاد روزگاران و یاران گذشته با سیل کلمات که از زبان "سید قلی" آخرین بازمانده نسل هوره‌سرایان نامدار جاری می‌شود.

هوره رودخانه پر رمز و راز کلمه است، جاری شده از اعماق قرون و نهفته در سینه گرم نسلی که اکنون می‌رود تا در شلوغی آهنگهای جاز و راک گم شود.

هوره نبض تاریخ این سرزمین است، لالایی و زبان مشترک زاگرس با درختهای سربه فلک کشیده بلوط و مردمانی به زلالی چشمه‌های کوهپایه.

در سرایش هوره کلمات به نرمی و در چینشی مروارید گونه به آرامی بر زبان جاری می‌شوند و داغ و درد و غریبی و شکوه از روزگار را نهفته در لا به لای خود به ذهن شنونده می‌بخشند.

هوره آواز زمزمه‌گونه و با ریتم سنگین و کشداری است که خواننده شعرها و ابیات کردی را در این شیوه می‌خواند.

این در حالی است که در دوره‌های گذشته مضمون ابیات مذهبی بوده و هوره سرایان بیشتر به آواز کردن آیات کتب آسمانی یا آموزه‌های منظم مذهبی پرداخته‌اند اما امروزه مضمونی عاشقانه دارد.

کردهای منطقه غرب و بویژه ایوانغرب از دیرباز در شادی و غم و هنگام وقوع رویدادهای تاثیرگذار از جمله غربت، از دست دادن عزیزی و یا در خلوت عاشقانه خود شروع به خواندن هوره و درددل با ذات مادرانه طبیعت و ذکر ستایش گونه اهورامزدا می‌کردند.

هوره با قدمتی هزاران ساله به ژرفای تاریخ این سرزمین مربوط به دوران "زرتشت" است و بخش مهمی از کتاب مقدس "اوستا" هوره را ندای حق‌طلبی و کرداری نیک و پنداری نیک می‌داند.

واژه هوره از واژه "اهوره" گرفته شده و از شیوه هوره در خواندن قرآن نیز استفاده می‌شود و واژه "سوره" از همین نام گرفته شده است.

آواز هوره از ریتم آزاد پیروی می‌کند و این گونه آوازخوانی بیشتر در بین مردم مناطق "ایوانغرب، "شیروان چرداول " ایلام، "گوران"، "سنجابی"، "قلخانی" استان کرمانشاه مرسوم است.

بنظر می‌رسد که هوره مادر همه آوازها، تصنیفها و ترانه‌های مردمان جهان است که در قالب مقامهای "هجرانی"، "مجنونی"، "سحری" و "هی‌لاوه" و... بدون استفاده از سازها و آلات موسیقی شکل گرفته است.

در گذشته انسانها به تنهایی یا به صورت دسته‌جمعی به خواندن ممتد آواز روی می‌آوردند سپس به مرور زمان انواع سازها و آلات موسیقی به میان آمد و آنان هوره ممتد و موزون را به قطعات و اجزا متنوع و متکثر امروزی بدل کردند.

به اعتقاد کارشناسان، آوازهای سنتی ایران زمین امروز همان هوره است که به صورت ردیفی و دستگاه درآمده و اساس این دگرگونیها و تنوع در آوازهای شاد و غمناک برگرفته از هنر لطیف و اصیل هوره است.

در مناطق کردنشین غرب کشور به‌ویژه استان ایلام هنرمندان بزرگی وجود دارند که خواندن آواز هوره را به حد کمال رسانده‌اند که از سرایندگان بزرگ این آواز می‌توان به "ابراهیم هوره خوان "(در شهرستان کلهر نشین ایوانغرب) شادروان "داراخان"، "علی‌نظر" و سید "قلی کشاورز" اشاره کرد.

یک پژوهشگر ایلامی معتقد است: هوره یکی از آواهای باستانی منتسب به زمان زرتشتیان است اما به اعتقاد برخی قدمت هوره به آوای اولیه بشر نیز نسبت داده می‌شود.

"بهروز سپیدنامه" بیان کرد: در هوره افراد هوره‌خوان یا (هوره‌چر) احساسهای درونی خود را در قالب کلمه و پیچیده در فراز و فرودهای آواز بیان می‌کنند.

وی ادامه داد: هوره نسل به نسل از گذشته تا به حال به انسان امروزی انتقال یافته و دارای دو بخش اصلی موسیقی و شعر است.

وی اظهار داشت: موسیقی هوره دارای چندین مقام و ظرافت خاصی است که تنها افراد خاصی که با این شیوه آشنا باشند، اختلافها و نوع مقامها را تشخیص می‌دهند.

وی افزود: شعر در هوره برآیند زندگی افراد شامل زندگی شخصی، عشق، دوری، مسایل اجتماعی و حوادث و اتفاقهای تاریخ منطقه نظیر جنگهای طایفه‌ای است.

سپیدنامه اضافه کرد: در هوره گاهی وقتها از دلاوریهای مردان شجاع و رشادت‌مردیهای آنان نیز یاد و تجلیل می‌شود.

این پژوهشگر افزود: عناصر طبیعی، بومی‌گرایی شدید، کوه، درخت، و سیاه چادر (دوار) در بیتهای هوره نقشی تاثیرگذار و محوری دارد و از زندگی ماشینی امروزی در هوره هیچ گونه اثری نیست.

وی یادآور شد: آوای هوره گرچه برخاسته از اندوه بوده و گاهی به صورت مویه است اما اندوه فردی و اجتماعی نهفته در آن منجر به یاس نمی‌شود.

وی تصریح کرد: آوای هوره تحرک ایجاد می‌کند و صدای دلنواز آن به ویژه وقتی از حنجره هوره‌خوان خوش صدا جاری شود تاثیر شگرفی بر مخاطب دارد.

سپیدنامه بر ضرورت کارشناسی و تخصصی برای ماندگاری هوره توسط دستگاه‌های مرتبط با فرهنگ در ایلام تاکید کرد.

به عقیده مسوول امور فرهنگی و هنری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام، هوره ریشه در خون و رگ مردمان دیار زاگرس دارد.

"علی ادیب" گفت: هوره از دیرباز زبان ارتباط نسلهای گذشته با دنیای پیرامون بوده و در آتشکده‌ها با این زبان به گفت و گو با اهورامزدا پرداخته‌اند.

وی افزود: این شیوه از آواز از ارکان موسیقی امروز به شمار می‌آید و می‌توان آن را مادر و خاستگاه شیوه‌های آوازی و موسیقی امروز ایران و حتی جهان برشمرد.

وی تصریح کرد: پاسداشت و تلاش برای حفظ این نوع موسیقی و انتقال آن به نسلهای آینده از جمله اولویتهای مهم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام است.

ادیب اظهار داشت: در این خصوص جمع‌آوری صداهای بزرگان و هوره‌خوانهای مشهور منطقه زاگرس در دستور کار این اداره قرار گرفته است.

وی برگزاری جشنواره موسیقی هوره، چاپ تحقیقها و کتابهای مربوط به هوره، گردآوری آثار ارایه شده توسط بزرگان این شیوه را از جمله کارهای در دست اقدام برای ماندگاری هوره عنوان کرد.

ادیب گفت: با توجه به ضرورت جمع‌آوری آثار ارایه شده در این عرصه و تلاش برای نگهداری آنان به عنوان گنجینه‌ای از فرهنگ و هنر این منطقه از پژوهشگران و کسانی که به کار گردآوری آثار بزرگان هوره‌خوان رو آورند، حمایت می‌شود.

وی قرار دادن هوره در بخش خنبی جشنواره‌های موسیقی و اجرای این شیوه موسیقی را از برنامه‌های دیگر فرهنگ و ارشاد اسلامی ایلام برای انتقال و آشنایی بیشتر نسل امروز با هوره عنوان کرد.

مدیر کل میراث فرهنگی و گردشگری ایلام نیز تلاش برای زنده کردن آواهای بومی و موسیقی محلی این استان را یک ضرورت فرهنگی دانست.

"فریدون محمدی" در این خصوص به خبرنگار ایرنا گفت: زنده کردن موسیقی محلی و سنتی به عنوان یکی از نمادهای فرهنگی تاریخ کهن این دیار وظیفه همه فعالان فرهنگی ایلام و نهادهای مربوط است.

وی افزود: هوره را می‌توان مرواریدی سفته از تاریخ درخشان استان ایلام و بویژه ایوانغرب دانست که باید از صدف سینه بزرگان این شیوه آوازی به نسل آینده انتقال یابد.

وی تصریح کرد: در بیتهای هوره فرهنگ و هنر و یاد بزرگان این دیار نهفته است که می‌تواند جوانان امروز و فردا را با ریشه‌های فرهنگی و قومی خود بیشتر آشنا کند.

محمدی در همین خصوص از اجرای برنامه‌های مختلفی برای ماندگاری هوره به عنوان میراثی باستانی خبر داد.

وی گفت: قرار است بزودی همایش "هوره" در قلعه والی شهر ایلام برگزار شود.

وی ادامه داد: همچنین قرار شده که تندیسهایی از افراد مطرح هوره‌خوان در استان ساخته و در مناطق مختلف گذارده شود.

وی اظهار داشت: علاوه بر این بخشی از کارهای گذشتگان هوره‌خوان ضبط شده و تلاش می‌شود که دیگر آثار افراد مطرح در قالب بایگانی نگهداری شود.

محمدی تاکید کرد: ماندگاری این میراث فرهنگی باستانی مستلزم تلاش همه دلسوزان، فرهنگ دوستان و افراد جامعه است.

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط محمد | 
استان ایلام از گذشته دور مهد تمدنی اصیل و منطقه ای آباد بوده است، رودخانه های سیمره و گنگیر با آبیاری و حاصلخیز کردن اراضی منطقه زمینه ی سکونت اقوامی را فراهم کرده است که تمدن هایی پیرامون این رودخانه ها ایجاد کرده اند . دره های سیمره و ایوان نقش بزرگی را در تاریخ ایران و ایلام در گذشته داشته اند و مهمترین خط ارتباطی بین تمدن های موجود در کوهها و دشتهای جنوب غرب ایران از این استان می گذشته است .


تاریخ زندگی انسانها در این منطقه به حدود هفت هزار سال قبل از میلاد برمی گردد که مورد تائید کارشناسان و محققین باستان شناسی می باشد . وجود آب و زمینهای حاصلخیز ،جنگل،هوای معتدل یکی از انگیزه های اصلی برای زندگی انسان ها در این استان بخصوص در دشت ایوان بوده است .

ایوان در گذشته جزئی از عیلام باستان بوده است که اقوام زیادی در این دیار زندگی کرده اند که از خود آثاری به جای گذاشته اند، از جمله اقوام اولیه ای که در این سرزمین بوده اند کاسی ها (آلاتی تورانی)، گوتیها که شاخه ای از آریائیها می باشند و قبل از مادها در این سرزمین زندگی نموده اند، وجود وسایل و ابزارآلات برونزی مشخصه ی این قوم است که در منطقه ی ایوان، ایلام و لرستان بدست آمده و این صنعت اولین صنعت فلزکاری می باشد که تاکنون در جهان بدست آمده است .

عیلامیها قوم دیگری هستند که پس از مهاجرت از بابل در این سرزمین مستقر شده و حکومت عیلام را تشکیل داده اند و آثاری چون خرابه های زرنه، دره شهر و شوش از این قوم بجا مانده است .

از دیگر اقوامی که در این منطقه بوده اند آکد، سومر، بابل، لولوبی ها و آشوری ها را می توان نام برد . مادها از اقوام دیگر آریائی نژاد هستند که در سده ی هشت قبل از میلاد دولت ماد را تشکیل داده اند ؛ یکی از سرداران رشید ماد به نام «دیوکو» (دیوکس) با متحد کردن قبایل توانست دولت ماد را گسترش دهد پس از بسط و تشکیل دولت دامنه ی خود را به این منطقه گسترش دادند و تا کناره های دجله و فرات پیش رفتند ، از جمله آثار این قوم دخمه ای در دره کوشک که با سرطاقی حلالی با سنگ تراشهای بزرگ ساخته شده است می توان اشاره کرد .

استان ایلام کنونی و ایوان در زمان ماد جزئی از ایالت عیلام بوده اند و عنوان ساتراپ نشین هشتم دولت ماد محسوب می شدند و قدیمیترین نام این جلگه «آریوخ» بوده است که از اینجاست که عیلامیها به کمک پادشاه آشور به نینوا شتافتند .

در دوره ی هخامنشیان این منطقه یکی از ایالات مهم بنام «سبد» که جمع آن «سبدان» بوده استو لشکر اسکندر مقدونی از این منطقه گذشته است بطوری که استرابون از آن به نام «ماساباتیس» به عنوان یکی از بخش های مهم عیلام بین شوش و نواحی اطراف زاگرس یاد می کند .

پلینی آن را «مزوباتن» می نامد و ساکنین آنرا مزاباتیایی و بطلیموس سامباتیایی می نامد و بالاخره دیودروس در توصیف لشکرکشی اسکندر نیز از آن به عنوان «سنبه» یاد کرده است .

زرتشت در اوستا از آن به نام «سپتیمه» و «ماساباتان» نام برده است و بنیامین تودله از آن به عنوان «ارین» یاد می کند و می گوید : « در حدود بیست هزار خانوار یهودی در آنجا مستقر بوده اند »؛ استرابون نیز از یک خط ارتباطی مهم از ماساباتیس در امتداد نواحی جبال زاگرس به ماد کشیده می شده است سخن می گوید و بالاخره پلینی درباره ی این راه می گوید : «بازترین، وسیعترین راه از شوش به بلخ از ایالت مزوتبن (مزوباتن) می گذرد و علت احداث این راه پر پیچ و خم عبور دادن سپاهیان از کوههای زاگرس بوده است اما با این حال عبور ارابه های سنگین حامل توپخانه به سختی امکان پذیر است» .

در دوره ی هخامنشیان پس از آنکه اسکندر ایران را تصرف نمود دیری نپائید که در گذشت و هرج و مرج در غلمرو او آغاز گردید و جانشینان وی ایران را به ایالت هایی تقسیم نمودند ؛ منطقه ی ایوان جزیی از ساتراپ نشین ماد شد و پس از آن در دوره ی ماد و پس از آن در سال 250 قبل از میلاد اشک اول حکومت اشکانیان را از سرزمین پهله (پهلو) آغاز نمود و حکومتی جدید به شیوه ی ایرانیان تاسیس نمود که بعدها مبدل به دولتی بزرگ شد و در خرابه های اریوحان سکه هایی از این دوره بدست آمده است .

اما در زمان ساسانیان یکی از ایالت های مهم و قابل توجه بوده است زیرا این ایالت فاصله ی چندانی با پایتخت ساسانیان در مداین نداشته و بر سر شاهراه تجارتی بلخ قرار داشته است و از آن بنام دروازه ی بلخ (خراسان) یاد کرده است، دشت ایوان و ایالت ماسبدان بوده است .

بطوریکه در زمان فتح ایران توسط اعراب ، طبری در این باره می گوید : پس از آنکه هاشم از جولا برگشت سعد خبر داد که آذین پسر هرمزان سپاهی گرد آورده و به دشت ها روی آورده اند ، سعد ضرار بن خطاب را با سپاهی به مقابله او فرستاد و در دشت ماسبدان به هم برخورد نمودند و جنگی شدید درگرفت و آذین توسط ضرار دستگیر شد و سرش از تن جدا شد ، سپاه اعراب تا حوالی سیروان جلو رفته و ماسبدان را قهراً گرفتند ، بعد از فتح، ماسبدان جزء ایالت کوفه قرار گرفت و از آن به نام ولایت جبال نام برده شده است .

در نیمه ی سده ی چهارم هجری یکی از خاندان کرد برزکانی قدرتی به هم آورد و حدود شصت سال این خاندان بر سرزمینهای دیناور، کردستان، همدان، ماسبدان، شهرزول و قسمتی از خوزستان حکومت کرده اند و از ایوان به نام آریوحان نام برده شد و یکی از شهرهای مهم آن دوره بوده که در آن ضراب خانه بوده و سکه هایی به نام ابوالنجم بدربن حسنویه بدست آمده که نام شهر محل ضرب سکه را آریوحان (آریوجان) نوشته شده است ؛ ابودولف در توصیف ایوان آورده است : « ..... که شامل شهرهای متعدد از جمله اریوحان است این شهر زیبا در دشتی میان کوههایی پر از درخت واقع شده است و از آن آبهای معدنی و گوگردی و معدن زاج و شوره و املاح دیگر وجود دارد ، آب رودخانه به بندنیجیز (مندلی) می ریزد و نخلستانها با آن آبیاری می شوند .... تا رد چند فرسخ و در آنجا آرامگاه مهدی (خلیفه ی عباسی) واقع است و یگانه اثری که از این شهر دیده می شود ساختمانی است که شکل خارجی آن از بین رفته است و چیزی از آن باقی نمانده است پس از آنجا به سیروان (شیروان) می روند » .

بعد از انقراض حکومت حسنویه ایالت ماسبدان به دو منطقه تقسیم شد ، در قسمتی از آن اتابکان لر استقرار داشتند و تا دوره ی شاه عباس صفوی حکومت نمودند و در قسمت دیگر کلهرها استقرار یافتند و مرزهای خود را تا نزدیک سنندج توسعه دادند و در جوانرود در محلی به نام پلنگان قلعه ی محکمی به مرکزیت حکومت خود برگزیدند که در حدود 564 (ه.ق) توسط خاندان اردلان تسخیر و ایل کلهر به طرف ایوان رانده شدند و محل حکومت خود را در ایوان قرار دادند و این محل تا دوره ی صفویه فعال بود و بعد از آن مرکز امیرالامرائی کلهر به بغداد منتقل شد .

در سال 930 (ه.ق) ذولفقارخان کلهر با بر کنار کردن حکام محلی مقر حکومت خود را در بغداد قرار داد و حکومت کلهرستان را بوجود آورد که توسط شاه طهماسب در سال 936 (ه.ق) حکومت او برچیده شد و چند صباحی امیرالامرایی کلهر از قزلباش انتخاب می شدند ، اما به علت نا آرامیهای منطقه حکام صفویه مجدداً امیرانی محلی را برگزیدند که در سال 1001 (ه.ق) یکی از سرداران رشید کلهر به نام خانمنصور حکومت ایوان را در دست گرفت ، این خاندان تا سال 1058 (ه.ق) برکل کلهر تسلط داشتند و از آن تاریخ به بعد سران زنگنه بر قسمتهایی از کلهر بخصوص نواحی کرمانشاه دست یافتند و حکومت فرزندان خانمنصور محدود به ایوان و اطراف آن شد و تا اوایل دوره ی زندیه ادامه داشت ، بعد از آن تاریخ الهی خان و فرزندانش علیخان تا اواخر دوره ی قاجاریه حکومت محلی را در دست داشتند ، سپس ایوان مورد تاخت و تاز والیان لرستان و حکام کلهر قرار گرفت و گاهی لرها و گاهی کلهرها بر آن تسلط می یافتند تا اینکه والیان لرستان توسط رضاخان سرکوب شدند و ایوان جزء املاک خاصه ی شاه شد و در تقسیمات کشوری سال 1345 (ه. ش) جزء استان ایلام شد.
منبع:سایت مادنشت
+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 10:55 بعد از ظهر  توسط محمد | 
سلام خدمت شما دوست عزیزی که داری این مطلب رو می خونی.نمی دونم تا حالا به این وب سر زدی یا نه.اگه تا حالا نیومدی،امیدوارم از این به بعد خواننده پروپاقرص این وب باشی.

می خوام شما رو به زمان جنگ ببرم.زمانی که ایوانغرب،گیلانغرب،ایلام و... همگی زیر انواع توپ و تانک و جنگنده بودند.استان ایلام با داشتن بیشترین مرز مشترک با عراق مردمش سختی های فراوانی را در زمان جنگ متحمل شدند.در این میان شهرستان مهران توسط کشور عراق گرفته شد و این تنها راه ارتباطی بود که از ایلام به جنوب میرفت و رزمندگان از ایلام دیگر نمی توانستند به طرف جنوب بروند و برعکس.از طرف دیگر صدام قصد داشت که با گرفتن شهرستان ایوانغرب،شهرستان ایلام را در محاصره کامل درآورند(چون تا همین چند سال قبل ایوانغرب تنها راه ارتباطی استان ایلام با استان کرمانشاه و به طبع آن تهران بود) و در یک فرصت خوب این شهرستان را گرفته و دیگر استان ایلام جز لاینفک کشور عراق میشد.برای همین ارتش عراق تا بن دندان مسلح در شهر سومار به دو قسمت تقسیم شدند که یک قسمت به طرف شهرستان گیلانغرب(استان کرمانشاه) و یک قسمت هم به طرف شهرستان ایوانغرب(استان ایلام) حرکت کردند.در این میان به دلایلی هیچ نیروی ارتشی و سپاهی در حدفاصل سومار و این دو شهرستان نبود.و ارتش عراق به نزدیکی شهر گیلانغرب و تنگه کوشک(در بیست کیلومتری ایوانغرب)رسیده بودند.به نظر شما چه نیروهایی جلوی ارتش بعثی را گرفت؟خود مردم ایوانغرب و گیلانغرب.با چه سلاحی؟تانک؟توپ؟یا موشک؟هیچ کدام با سلاح های محلی پران،برنو و حتی با داس،بیل و کلنگ به جنگ ارتشی رفتند که خرمشهر را گرفته بود ولی این دو شهر کرد کلهرنشین توانستند این ارتش بزرگ را که در آن زمان چهارمین ارتش بزرگ جهان بود را به عقب برانند.اما متاسفانه بعد از اینکه جنگ تمام شد هیچ نامی از این دلاوری ها برده نشد و همگی به بوته فراموشی سپرده شده است. 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 1:48 بعد از ظهر  توسط محمد | 

سلام بازم اومدم با مطالب تازه از ایل بزرگ کلهر.

می خوام کمی در مورد کوه های کلهرنشین صحبت بکنم.

وسعت خاک کلهر از بیستون تا مانشت است.بیستون کوه فرهاد کلهر،کوه شیرین معشوق و مانشت کوه ۲۶۵۲ متری،کوه همیشه برفی.البته در میان این دو کوه کوه های زیادی قرار دارد مثل:بانکول با ارتفاع ۲۳۰۴ متر و کوه شره زول با ارتفاع ۲۰۵۰ متر و....

یک شعر معروف است که می گوید:

پرورده کوردم ایوان خاکمه                                خاک گشت کوردان دله پاکمه

خامت و روژه کیوه مانشتمه                             خرمان خمم برای هو پشتمه

زنگوله تاریخ له گوشم زریاس                           کوردو کورد زوان درو در کریاس

کوه مانشت به خاطر همیشه برفی بودنش سرچشمه رودخانه بزرگ گنگیر ایوان است.

این کوه از کوه های سهند و سبلان هیچ چیزی کم ندارد ولی متاسفانه به دلیل نبود تبلیغات(نه کمی تبلیغات)این کوه بزرگ هیچ نامی در میان مردم فارس و ترک و... ندارد.امیدوارم به همت مردم شریف استان ایلام و مسولین مربوطه این کوه نامش بیشتر سر زبان ها بیفتد.ان شاالله

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم آذر 1385ساعت 4:5 بعد از ظهر  توسط محمد | 
در این نوشته می خوام آثار باستانی،زیارتی و طبیعی شهرستان ایوانغرب رو به شما دوستان عزیزم معرفی کنم تا ان شا الله اگه به ایلام اومدید به ایوان هم یه سر بزنید.

ایوان دلایل فراوانی برای نامگذاریش ذکر می کنند که یکی از این دلایل این است:ایوان یعنی دروازه.چون تا همین چند سال پیش تنها راه ارتباطی استان ایلام به کرمانشاه و به طبع آن تهران فقط ایوان بود.

ایوان آثار باستانی،زیارتی و طبیعی فراوانی دارد مثل:

۱.آتشکده سیاه گل

۲.تاق شیرین و فرهاد

۳.کوه های بانکول،شره زول،مانشت و کوه شش قلافی(به دلیل شش بریدگی به این اسم معروف است)

۴.منطقه تفریحی فوق العاده زیبای خوران(در روستایی به همین اسم)با چشمه ایی زلال و بسیار سرد و باغ های گردو و...

۵.منطقه تفریحی پلنگرد

۶.منطقه تفریحی شیرپناه

۷.امام زاده سید عبدالله

۸.تنگه دالاهو

۹.تنگه رنو

 ۱۰.تنگه کوشک

۱۱.تنگه گرمه

۱۲.دشت ایوان و...

 اینها تنها گوشه ایی از مناطق بکر و باستانی شهرستان ایوانغرب است.امیدوارم به این شهرستان کلهرنشین بیایید به شما خوش بگذره.

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 11:25 بعد از ظهر  توسط محمد | 
 

نژاد کردان(کردوئن):

کردان همان مادها یا شاخه ی بزرگی از مادها هستند که از نژاد آریا می باشند.

 برابر نوشته های مربوط به کرد و کردشناسی ،پیشینه ی این گروه از مردم ایران زمین،به ویژه دسته هایی که در کرانه های کمربندی کوههای آرارت زندگی می کردند،برابر سنگ نبشته های باستانی ،از 3100 سال پیش از میلاد ،جلوتر می رود که این گروه از مادها ،از گذشته های بسیار دور در آن سامان بوده اند و در آنجا زندگی می کردند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط محمد | 
ایل کلهر براساس تحقيقات چند ساله ي معتبرترين دانشگاه آمريكا (هاروارد ) بزرگترين ايل كُرد در كردستان است . كه در طول تاريخ نقش مهمي در تحولات كردستان ، ايران و عثماني داشته است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 10:52 قبل از ظهر  توسط محمد | 

موقعيت شهرستان ايوان

مقدمه:

منطقه ایوان بخشی از سرزمین امپراتوری بزرگ ایران زمین بوده که دوران پرحوادث وفراز ونشیبی را پشت سر گذاشته است ویادگاریهای فراوانی از این دوران کهن را در داخل خود حفظ کرده است.

این منطقه در دوران های گذشته با فروپاشی هر سلسله و روی کار آمدن حکومت های جدید حوادث وجریان های زیادی را که بیانگر رویدادهای مهم تاریخی می باشد همراه دارد.

وجود شهرها وآثار به جای مانده از دنیای باستان نشانی از آنست که این دیار در دورانهای مختلف باستانی به علت هوای نسبتا ملایم وکوهستانی و وجود آب وجنگل فراوان سخت مورد توجه واقع بوده واز مراکز پرجمعیت وجزو اولین مناطقی است که زندگی اجتماع وشهری در آن شکل گرفته است.

انچه که امروز نشان می دهد و ثابت می کند به احتمال قوی مردمانی که در این منطقه ابتدا به شهرنشینی روی آورده ودر این منطقه اقدام به تشکیل بازارچه ها ومراکز تجاری نموده اند.

موقعيت شهرستان ايوانغرب:

این شهرستان که در سمت شمالی استان ایلام قرار گرفته است و یکی از شهرستان های کم وسعت استان به شمار می رود.

ایوانغرب از طرف شمال شرقی وشرق به شهرستان شیروان چرداول،از شمال وشمال غربی به شهرستان گیلانغرب،از جنوب به بخش چوار از توابع شهرستان ایلام،از غرب به بخش سوماراز توابع شهرستان قصر شیرین محدود می شود.

ارتفاع متوسط ایوان از سطح دریا 1170متر می باشد.

وسعت شهرستان ایوان:

مساحت شهرستان ایوان حدود 1153 کیلومتر مربع است. این مساحت در حدود 6%کل استان است.

ایوان از سال 1374 از بخش به شهرستان تبدیل شد ودارای دو بخش مرکزی وبخش زرنه است.جمعیت شهرستان ایوان براساس آخرین سرشماری بالغ بر 60 هزار نفر می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 10:45 قبل از ظهر  توسط محمد |